
آدم برفي ام /
سرد و ساکت و تنها /
قلبي از يخ دارم /
و در رگ هاي منجمدم /
خون سپيد تمنا جاري است /
و با کوچکترين گرمايي .... /
مي ميرم !!!
(( پارسا ))

ღزمزمه های دلتنگیღ
سكوت زندگيم ، پر از زمزمه هاي دلتنگيست...
زمزمه هاي جمعه 17 مهر1388 در ساعت 6:14 بعد از ظهر
یا سریع الرضا
سلام عزیزانم!
شکر خدا بالاخره کارشناسی ارشد قبول شدم![]()
خدایا شکرت!
سپاس از اینکه زمزمه های تنهایی ام رو می شنیدی هر شب...
توی تنهایی های نگهبانی و تاریکی شب های سرد خدمت سربازی
این تو بودی که تنهام نذاشتی...
تویی که می دیدی سختی های درس خوندنم رو ...
تویی که می دیدی حسودی های همه رو
- از فرمانده ام بگیر تا اون درجه دارهای عقده ای ...
-
تویی که دعاهای هر شبم رو می شنیدی و بهم نمی خندیدی ...
خدایا!
خیلی وقت بود که از خوشحالی گریه نکرده بودم ...
یاد تموم سختی هایی که کشیدم و قبول شدم رو که مرور کردم
ناخود آگاه گریه ام گرفت...
خدایا!
باشد که تا ابد بنده ی شکر گزار و حلقه به گوشت باشم ...
** الحمد لله رب العالمین **
یا حق: پارسای خوشحــــــــــــــــــــــــــــــــــال
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های انتظار ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
|
.:: زمزمه هاي گذشته ::. |
copyright © 2005-2008 zemzemeh All right reserved
Primary Designed This Template by
Mehran Rostami &
Final Edition By: Parsa-ye Deltang